به گزارش خانه ملت، فرهاد شهرکی عضو مجمع نمایندگان استان سیستان و بلوچستان در یادداشتی با عنوان «تحلیل راهبردی پیامدهای جنگ رمضان و الزامات بازتعریف بازدارندگی ملی جمهوری اسلامی ایران» ضمن تشریح جنگ ترکیبی رمضان، به بررسی ابعاد گسترده آن می پردازد و بازدارندگی در جهان امروز را حاصل همافزایی مجموعهای از مؤلفههای سخت و نرم قدرت می داند چراکه جنگ شناختی، عملیات روانی، جنگ روایتها،حملات سایبری، نفوذ اطلاعاتی،انتشار اطلاعات نادرست و تلاش برای تشدید شکافهای اجتماعی،به اجزای ثابت راهبردهای امنیتی قدرتها تبدیل شدهاند و در چنین شرایطی،ارتقای سواد رسانهای، افزایش تابآوری شناختی جامعه و مهمتر از همه پیوند عمیق میان مردم، نظام و منافع ملی راهگشا است.
متن یادداشت نایب رئیس کمیسیون انرژی مجلس به شرح زیر است:
تحولات امنیتی و نظامی اخیر را نباید صرفاً در چارچوب یک نبرد محدود یا یک بحران مقطعی تحلیل کرد. آنچه رخ داد، بیش از آنکه یک رویارویی کلاسیک نظامی باشد، تجلی مرحلهای جدید از «جنگ ترکیبی» علیه جمهوری اسلامی ایران بود؛ جنگی که در آن ابزارهای نظامی،اطلاعاتی، سایبری، اقتصادی، شناختی، رسانهای و روانی بهصورت همزمان و هماهنگ برای تغییر محاسبات راهبردی جمهوری اسلامی ایران به کار گرفته شد.
واقعیت آن است که ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی طی بیش از چهار دهه گذشته، با بهرهگیری از گستردهترین مجموعه ابزارهای فشار شامل تحریمهای فراگیر، عملیات خرابکارانه، ترور، جنگ روانی، فشارهای دیپلماتیک، اقدامات اطلاعاتی و ایجاد ائتلافهای منطقهای، در پی تغییر رفتار راهبردی جمهوری اسلامی ایران بودهاند. با وجود این، بسیاری از اهداف اصلی آنان محقق نشد و ایران توانست ضمن حفظ استقلال راهبردی خود، ظرفیتهای علمی، دفاعی، فناوری و هستهای خویش را توسعه دهد.
با این حال، جنگ اخیر نشان داد که دشمن در برخی حوزهها توانسته است به دستاوردهایی دست یابد که پیش از این از طریق سایر ابزارها برای او قابل دستیابی نبود. شهادت مقام معظم رهبری، جمعی از فرماندهان عالیرتبه، دانشمندان و نیروهای مؤثر، وارد آمدن خسارت به برخی زیرساختهای راهبردی و ایجاد اختلال در بخشی از ظرفیتهای حساس کشور، از جمله پیامدهای این جنگ بود. همچنین طرف مقابل مدعی است که این عملیات بر برخی فعالیتهای مرتبط با برنامه هستهای ایران نیز اثر گذاشته است؛ ادعایی که ارزیابی دقیق میزان و ماندگاری آن، نیازمند بررسیهای تخصصی و مستند است.
اما مهمتر از خسارتهای میدانی، پیامدهای ادراکی این جنگ در ذهن تصمیمگیران دشمن است. در نظریههای بازدارندگی، اگر یک اقدام خصمانه از منظر طراحان آن «موفق» یا «کمهزینه» ارزیابی شود، احتمال تکرار آن در آینده افزایش مییابد. بنابراین، مهمترین چالش پیشروی جمهوری اسلامی ایران، جلوگیری از شکلگیری چنین برداشتی در محاسبات راهبردی دشمن است.
از این منظر، نباید انتظار داشت که آمریکا و رژیم صهیونیستی راهبرد فشار چندلایه علیه ایران را متوقف کنند.برعکس، این احتمال وجود دارد که آنان همچنان تلاش کنند با بهرهگیری از ترکیبی از فشارهای نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی و شناختی، مراکز تصمیمسازی، زیرساختهای حیاتی، سرمایههای انسانی و مؤلفههای قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران را هدف قرار دهند. تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که در الگوی جدید تهدید، هدف اصلی صرفاً تخریب زیرساختها نیست؛ بلکه فرسایش اراده ملی، اختلال در نظام تصمیمگیری، کاهش سرمایه اجتماعی و تضعیف بازدارندگی کشور است.
بر همین اساس، مفهوم بازدارندگی نیز نیازمند بازتعریف است. بازدارندگی در جهان امروز تنها به قدرت موشکی یا تجهیزات نظامی محدود نمیشود، بلکه حاصل همافزایی مجموعهای از مؤلفههای سخت و نرم قدرت است؛ازجمله توان دفاعی، اقتدار اطلاعاتی، امنیت سایبری، حفاظت از سرمایه انسانی، تابآوری اقتصادی، انسجام اجتماعی، مشروعیت حکمرانی، اعتماد عمومی و توان مدیریت بحران. هرگونه ضعف در هر یک از این مؤلفهها میتواند به حلقهای آسیبپذیر در زنجیره امنیت ملی تبدیل شود.
در این میان، حفاظت از سرمایه انسانی راهبردی کشور باید به یکی از اولویتهای اصلی نظام امنیت ملی تبدیل شود. فرماندهان، دانشمندان، مدیران ارشد و نخبگان علمی، صرفاً افراد نیستند؛ بلکه حاملان تجربه، دانش، شبکههای تصمیمگیری و ظرفیتهای راهبردی کشور محسوب میشوند. صیانت از این سرمایهها، صرفاً یک اقدام حفاظتی نیست، بلکه بخشی از معماری بازدارندگی ملی و تضمینکننده تداوم کارآمدی نظام حکمرانی است.
همزمان، نباید از نقش تعیینکننده جبهه داخلی غافل شد. تجربه بسیاری از منازعات معاصر نشان میدهد که قدرتهای متخاصم، پیش از هر اقدام راهبردی، وضعیت داخلی کشور هدف را بهدقت رصد میکنند. میزان انسجام ملی، اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی، هماهنگی میان قوا، ثبات اقتصادی و توان مدیریت بحران، از مهمترین متغیرهایی است که در محاسبات آنان نقش دارد. هرچه این شاخصها تقویت شوند، هزینه اقدام خصمانه افزایش یافته و احتمال بروز خطای محاسباتی دشمن کاهش مییابد؛ اما هرگونه شکاف سیاسی ،اختلافات فرسایشی، دوقطبیسازی، کاهش اعتماد عمومی یا تضعیف سرمایه اجتماعی، ممکن است بهعنوان نشانهای از افزایش آسیبپذیری کشور تعبیر شود.
از سوی دیگر، میدان اصلی تقابل آینده، صرفاً میدان نبرد نظامی نخواهد بود. جنگ شناختی، عملیات روانی، جنگ روایتها،حملات سایبری، نفوذ اطلاعاتی، دستکاری ادراک عمومی، انتشار اطلاعات نادرست و تلاش برای تشدید شکافهای اجتماعی،به اجزای ثابت راهبردهای امنیتی قدرتهای بزرگ تبدیل شدهاند.در چنین شرایطی، ارتقای سواد رسانهای، افزایش تابآوری شناختی جامعه، تقویت مرجعیت رسانههای معتبر، مقابله هوشمندانه با عملیات روانی و ارتقای سرمایه اجتماعی، بخشی جداییناپذیر از امنیت ملی است.
همچنین، دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشور باید با اشراف کامل، تمامی سناریوهای محتمل در حوزه جنگ ترکیبی را بهصورت مستمر رصد و ارزیابی کنند. بهرهگیری از شبکههای نفوذ، ظرفیتهای نیابتی، خرابکاری سازمانیافته، حملات سایبری و تلاش برای سوءاستفاده از شکافهای اجتماعی، از جمله تهدیداتی است که تجربه منازعات منطقهای، احتمال توجه دشمن به آنها را نشان میدهد. مواجهه مؤثر با این تهدیدات، مستلزم تصمیمگیری مبتنی بر داده، تحلیل علمی و پرهیز از هرگونه سادهانگاری یا بزرگنمایی است.
در نهایت، باید پذیرفت که مهمترین مؤلفه بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران، تنها توان نظامی یا فناوریهای پیشرفته نیست؛ بلکه پیوند عمیق میان مردم، نظام و منافع ملی است. هر اندازه سرمایه اجتماعی، وحدت ملی، اعتماد عمومی، کارآمدی حکمرانی و همگرایی میان ارکان کشور تقویت شود، هزینه هرگونه اقدام خصمانه علیه ایران افزایش خواهد یافت و احتمال هرگونه خطای محاسباتی دشمن کاهش مییابد
امروز بیش از هر زمان دیگر، امنیت ملی ایران نیازمند نگاهی جامع،آیندهنگر و فرابخشی است. تقویت همزمان قدرت دفاعی، امنیت اطلاعات، اقتصاد مقاوم، سرمایه اجتماعی، حکمرانی کارآمد و انسجام ملی، نه مجموعهای از سیاستهای پراکنده، بلکه اجزای یک راهبرد واحد برای صیانت از استقلال، اقتدار و امنیت پایدار جمهوری اسلامی ایران است.
در چنین چارچوبی، بازدارندگی دیگر صرفاً یک مفهوم نظامی نیست؛ بلکه حاصل همافزایی قدرت سخت،قدرت نرم،حکمرانی هوشمند و اعتماد ملی است؛ سرمایهای که حفظ و تقویت آن، مهمترین مسئولیت مشترک همه ارکان نظام و آحاد جامعه خواهد بود./
پایان پیام

نظر شما